اجتماعي-فرهنگي-سياسي-طنز |
همین 3ساعت پیش رسیدم خونه
حیف که واقعا فرصتی برای نوشتن نبود واگر هم بود ترجیح میدادم طور دیگه ازش استفاده کنم
اما کاش که تنبلی نکنم وتو همین روزها بتونم اونچه در ذهن داشتم رو پیاده کنم
2-رفتنم به کربلا همرا ه با9تن دیگه از بچه های رادیو بود که 2نفر 2نفر همدیگه رو میشناختیم(چون از هر شبکه 2نفر بودند از جوان هم من وسیروس از نوع رجبی)اما به مرور رفاقتهای خیلی خوبی بین این 10 نفر درست شد که در نهایت منجر به تشکیل گروه غیر رسمی"ده تن آل صدا"یا"این10نفر شد"3-در پست قبلی گفتم که احتمالا التماس دعاهای شما کاردستم میده وبر اثر شدت دعا برای شما میمیرم
اما خودمم اون رو به شوخی نوشته بودم واصلا فکر نمیکردم واقعی بشه به یاد همهتون بودم اونم با اسم وهمین برای انجام هر عملی بیچارم کرد
این رو اضافه بکنید به اعمال مسجد کوفه که میتونم بگم در تمام عمرم هیچوقت در یک روز اینهمه "عبادت فیزیکی" انجام نداده بودم آخرش دیگه از کمر افتاده بودم
4-در نهایت اینکه به شدت دوست دارم دوباره برم وخدا قسمت همتون بکنه انشالله
همین الان
اولین بارم هستش که میرم
اظهار حلالیت میطلبم از همه دوستان
والبته حلال میکنم همه دوستان رو(خدارو چه دیدی شاید من برگشتم شما نبودید!!)
التماس دعاهای جانسوزتون رو هم حتما انجام خواهم داد...یعنی فکر کنم اگر بر اثر حملات تروریستی هم نمیرما بر اثر شدت دعاهایی که مجبورم کردید براتون انجام بدم قطعا بلایی سرم خواهد اومد...
امیدوارم پولهایی که بهم دادند رو قاطی نندازم..ونیتاتون اشتباه نشه...چون خیلی بد میشه مثلا یه آقا بچه دار شه...
دکتر صبوری دیشب بهم زنگ زد وگفت:تو اگر در تپش باغ خدارادیدی همت کن وبگو ماهیها حوضشان بی آب است
گفتم :چشم دکتر
احساس میکنم حس بقیه از خودم بیشتره
واین هم تفالی که به حافظ زدم:
فقیر وخسته به در گاهت آمدم رحمی
که جز ولای توام نیست هیچ دست آویز
خدانگهدار...
پرده اول:
-ببخشید میشه یکی بگه چرا الان وضع اینطوریه؟
--هییس!!ساکت شو دیوونه الان چه وقت این حرفاست الان تو باید تمام تلاش وهمتت این باشه که تنوررو گرم کنی میفهمی که؟شرایط حساسه!
-چشم !!!
پرده دوم:
-ببخشید میشه یکی بگه چرا الان وضع اینطوریه؟
--هییس!!ساکت شوگستاخ الان چه وقت این حرفاست یارو تازه اومده بذار دوماه بگذره خودش بفهمه کجا اومده بعد گیر بده!!!
-چشم!
پرده سوم:
-ببخشید میشه یکی بگه چرا الان وضع اینطوریه؟
ببخشید دوستان باشما هستم!!اینجا هیچکی نیست؟؟
اینجا کسی نیست؟؟
آآآهای یکی جواب منو بده میگم میشه یکی بگه چرا الان وضع اینطوریه؟آآها همه مشغولند
پرده چهارم:(برداشت اول)
-ببخشید میشه یکی بگه چرا الان وضع اینطوریه؟
--منصور!!!
-ببخشید منو کجا میبرید؟
پرده چهارم(برداشت دوم)
-ببخشید میشه یکی بگه چرا الان وضع اینطوریه؟
--نه نمیشه!!فهمیدی؟
-بله!ممنون از زحمات دوستان
پرده چهارم(برداشت سوم)
-ببخشید میشه یکی بگه چرا الان وضع اینطوریه؟
--هییس!!ساکت شو دیوونه الان چه وقت این حرفاست الان تو باید تمام تلاش وهمتت این باشه که تنوررو گرم کنی میفهمی که؟شرایط حساسه
-ببخشید این دیالوگتون چقدر به گوشم آشناست!!اینطوری به جای اینکه سال بهمون"تحمیل"داده بشه"تحویل"داده میشه ودعاهامون از شادیه تحویل ساله ونه تحمیل اون
همین دیگه ...
از صمیم قلب از خدا میخوام تولدم مبارک بوده باشه
داستان همون داستان معروفه که میگه:نام نیکی گر بماند زادمی....
این استاد رو تنها چند بار از نزدیک دیده بودم یکبار در حلقه رندان یکبار در قند ونمک ویکبار در مراسم تشییع عمران صلاحی از اون چهر هایی بود که همیشه دوست داشتم برم جلو وباهاش دست بدم وبعد با افتخار به دوستام بگم :میدونید امروز چی شد؟؟دیونه ها با منوجهر احترامی دست دادم وسلام علیک کردم فکرشو بکنیید؟!!!معصوم ودوست داشتنی ومحبوب ومحجوب بود مطالبش در ماهنامه گل اقا با عنوان پیرما گفت و در گل اقا بچه ها رو همیشه میخوندم
حسن یکحسن دو حسن دنده به دنده یادتان می آید این شعر؟ می دانید سراینده همین شعر که بخشی از بازی های کودکی مان را در بر می گرفت از استاد احترامی است؟! این همان منوچهر احترامی است که مجموعههای «حسنی»اش تا به حال توسط 280 ناشر بدون اجازهاش چاپ شدهاست! بابت همه اینها آقای احترامی از شما ممنونیم تو ادامه مطلب شعر حسنی شعر حسنی نگو یه دسته گل رو از وبلاک عباسحسیننژاد میزارم یه بار بخونیم بد نیست ماها فکر میکنیم که بزرگ شدیم هنوز بچه اییم وته دلمون بدمون نمیاد یکی مثل احترامی بزرگ بیاد وبرامون از این شعرا بخونه خدایش بیامرزاد وروحش قرین رحمت حق
حسن چرا نمی خنده...
موعد کامنت یاران دیر شد
مدتی تاخیر یعنی هشت ماه
هست تاریخ پست قبلیهم گواه
لاجرم چون قول دادن راحت است
قول دادن چاره ی هر زحمت است
قول کزاین بعد جدی تر شوم
اندکی هم فکر این وبلاگ شوم
فی المثل زین بعد جای هشت ماه
پست بگزارم در اینجا ماه ماه
نه بابا اصلا چرا که ماه به ماه
مینویسم من دراینجا راه به راه
شعر را هم من در اینجا ول کنم
قول که بعدنش کاملتر کنم...
من این اتفاق خجسته ومیمون رو به همه همشهریام تبریک میگم
من مطمئنم که همه شهر با قدرت پشت بازیکنان این تیم خواهند ایستاد
پیشنهاد میدم از "دادکان"به عنوان سرپرست و"الیور کان"به عنوان دروازه بان استفاده بشه دیگه
حیف که "کانی گیا"دیگه بازی میکنه وگرنه جمعمون جمع میشد
خوبیش هم اینه که دیگه هیچ تیمی در مقابل این تیم "بازی رو به عقب"رو در دستور کار قرار نمیده وما شاهد بازیهای هجومی خواهیم بود
گلزار هم اگر هر چند وقت یه بار اون دور وبرها بیاد برای تقویت روحیه بد نیست
فكر ميكنم سال 82بود كه موسسه نشنال ژئو گرافي دست به تغيير نام خليج فارس به "خليج عربي" زد كه متعاقبا مقدار فراواني باد در رگ غيرت ما انداخت دیگه .من خيلي خيلي اهل شعر خوندن هستم اما اصلا اهل شعرگفتن نيستم اما نميدونم به چه دليلي تصميم گرفتم من هم يك جواب به اونها بدم ودست به كاغذ بردم واين قطعه شعررو نوشتم نكته خيلي جالب اينكه با يك بار نوشتن اين شعر درومددیگه .
از اونجائيكه دوروز پيش روز ملي "خليج احتمالا هميشه فارس"بود محض تجديد خاطر تصميم گرفتم اون شعر رو با كمترين تغييرات با همون شكل بينويسم دیگه :
گر تو هستي عاقل وبالغ ودانا
قصه ما خليجيان خوانا
پند گير ودرشتي از سر نه
همچو يك ماهي از نهنگانا
باشد اينجا براي اهل رها
نكته ها گر بكوشد اذهانا
باشد اندر جنوب اين منزل
آبي از جنس خاك پارسانا
از قديم ونديم رهگذران
مي بگفتندآن"خليج فارسانا"
كه نباشد جز اين براو نامي
مگر از پست مردمان دونانا!
از قديم بوده در اين سوي
حكم از سوي عقل محكم ودانا
وز قديم بوده جنگ در آن سوي
برسر بلع مارو من قبيلانا
بگذريم!!كين شرح جان افروز
ميبرد عقل از سر وحواشانا
دور وگشت وچرخش گردون
پرت كرده ما به اين زمانانا
هست همچنان در اين سر آب
آنچه از خصلت نكوسانا
ومچنان نيز در آن سر آب
اوج لا ادركا ز انسانا
جمع گشته اند يك دو چند كوتوله
بر سر يك جزيره العرب ناما
گر بگيري دماغ هر يك را
جان دهند از ثقال تحتاتا!!!
باشد آنجا زمين لم يزرع
زنده اما به پول نفتانا
كم ببيني درآن نشان بشر
ليك پر باشد از توريستانا
چون كه باشد پراز قاقا و"هلو"
وچه داني كه چيست"هولانا"(1)
چون نيارم سرت به درد القصه
اين چنين گشته وضع حالانا:
هين كه ديدند غيبتي ز عجم
كه بود علتش آژانسانا
گفته باشند از سر پر از خالي
ني!!كه از شكم چو دنبانا(2)
كين خليج مي نباشد پارس
بلكه هست از نژاد سامانا!!!!(3)
خنده آمد از اين سخن من را
نه مرا!!بل تمام خلق دنيانا
ليك چون كه هست در همه جا
دم سگ از سپاس جنبانا
وز سپاس در اين سراي عرب
نيست جز نشت نفت وگازانا
ريختست اين نفت وآن گازش
بر سر و روي وپاي غربانا
وان براي سپاس بر اين لطف
داده اكنون دمش به جنبانا
دم سگ بسته بر سر زنگول
كه بود نشنال ژئو گرافانا!!!
مابقي را نياز گفتن نيست
حال بشنو جواب فارسانا
كز جوانان ژيگول وخشگل
تا خفن مردمان مولانا
هر يك اندر فراخور وسعت خويش
با چت و نامه وايميل وفكسانا
داده اند يك جواب محكم وسفت
كه شود ثبت در تمام دورانا
كين خليج نشود از آن عرب
تا كه هستيم ما به دنيانا
بوده نام آن ز قديم تا به ابد:
"آب پاك خليج فارسانا"
1-"هولانا"جمع مكسر هلو بمعني اينكه چه مي فهمي هلووووو يعني چي !!!1
2-"محل قرار گرفتن "دنبه" وآن چيزي است سفيد وچرب كه حيوانيش را در آبگوشت ريزند
3-"سامي"نژاد مردم عرب
گفتم دیگه این شعر برای سال ۸۲ هست ومن هم اصلا شاعر نیستم
تا بعد...
امروز همينطوريكه داشتم تاريخ نوشتن مطالب رو نگاه ميكردم خودم هم احساس كردم كه ديگه شورش دراومده ديگه!!
1-"اللهم هيچ كاريش نكرد"
كنكور شركت كردم ومثل پارسال در مرحله اول قبول شدم اونم با رتبه8اما مثل اينكه امسال هم قسمت ما نبود چون دوباره در كميته تخصصي مصاحبه رد شدم وواقعا نميدونم چرا!!ناراحتيم وقتي من رو اذيت ميكنه گه كسايي قبو ل شدن كه...بگذريم بي خيال ديگه!!
2-"مشمول لطف الهي"
چهارشنبه شب براي ويژه برنامه اربعين حسيني پخش شبكه جوان بودم يه لحظه با به اين نتيجه رسيدم كه خدا تو اين چند ماه چقدر من رو دوست داره چون تقريبا تمام ويژه برنامه هاي تولد وعزاي امامان در اين ايام رو من سردبير بودم(تولد امام رضا-شهادت حضرت عباس –شهادت امام حسين –شهادت امام سجاد –شهادت امام هادي-تولد امام باقر- اربعين).خدايا شكرت.تمام ويژه برنامه هاي عزارو با نام"ماه كامل عشق"وتولد رو با نام"پابوس"ميرم ديگه
3"اي كه بيست وهفت رفت ودر خوابي.......
چهارم اسفند متولد شدم خيلي دوست داشتم بنشينم وبراي اين تولد نميدونم مبارك يا نامبارك مفصل بنويسم اما درست تو همين روزها يه كم خسته ام منتظرم هر چه زود تر عيد بشه از كار وبار يه كم راحت شم.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|